قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

307

درة التاج ( فارسى )

آلات تنفس و نظر منطقي در دلالت وضعى است ، بس اگر دلالت لفظ بر معنى بتوسط علم باشذ به وضع آن لفظ مر آن معنى را آن را دلالت مطابقه خوانند ، جنانك دلالت خانه بر مجموع جدار و سقف و زمين و غير آن ، و دلالت لفظ مركب ازين قسم است ، جه آن نيز وضعى صرف است جنانك از تفسير وضع معلوم شذ . و اگر بتوسط علم باشذ - به وضع او جيزى را كى مشتمل باشذ بر آن معنى و غير آن آن را دلالت تضمن خوانند جنانك دلالت خانه بر جدار يا سقف . و اگر بتوسط علم باشذ به وضع آن هر جيزى را كى غير ايشان باشذ آن را دلالت التزام خوانند ، و لازم باشذ كى آن جيز بحالتى باشذ كى هرگاه كى در ذهن در آيذ ذهن ازو منتقل شوذ بمعنى التزامى ، جون دلالت سقف بر جدار كى لازم معنى اوست . و استدلال كرده‌اند بر آنك آن جيز بايذ كى بحيثيت مذكور باشذ يعنى به آن حالت كى ذكر كرده شذ بجند وجه . اول آنك اگر جنان نباشذ محال باشذ فهم آن معنى از آن لفظ دائما ، جه فهم معنى دائما از لفظ منحصرست در آنك لفظ را بازاء آن نهاده باشند يا بازاء جيزى كى ذهن منتقل شوذ ازو به آن معنى ، و برين تقدير هر دو منتفى باشذ ، ( وجه ) دوم آنك اگر جنان نباشذ نسبت اين معنى با آن لفظ جون نسبت اين معنى باشذ با غير او از الفاظ يا جون نسبت غير او از معانى با آن لفظ « 1 » ، بس فهم ( اين ) معنى ازين لفظ دون ساير الالفاظ يا دون ساير المعانى ترجيح باشذ بىمرجحى ، و اين محال است . ( وجه ) سيم آنك اگر جنان نباشذ فهم آن معنى از آن لفظ يا بواسطه

--> ( 1 ) - با آن لفظ باشد - م .